شیشه پنجره را باران شست ... از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست؟
این پست و برای باران عزیزم و مامان فاطمه دوست داشتنی می زارم
فاطمه جوونم همیشه بهم انگیزه دادی برای نوشتن ... با مهربونیات بهم انگیزه دادی باز بنویسم ... تا روزی که نی نی بیارم و واسش از خاله جون و دختر نازش بگم ... 
بهم اعتماد کردی و این برام یه دنیا ارزش داشت... هیچ زمانی از یادم نمیری...
باران عزیزم همیشه به یاد داشته باش مامان جونت خیلی خیلی مهربووونه حتی با مامانای آینده ...
این کلاه و واسه باران عزیزم بافتم... مامان فاطمه جون از رو ژورنال واسه عشقم بافتم...
این اولین دست بافت کلاهمه...


باران عزیزم امیدوارم همیشه خوشبخت باشی و روزگار باهات سازگار و ملایم باشه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

شیشه پنجره را باران شست ... از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست؟
مرضیه